فصل 1 قسمت 10 قرار گرفت
"دایچی" بخاطر اقدام به قتل توی زندان بوده و بعد از آزادی، روزهاشو بیهدف و بیامید میگذرونه. یه روز متوجه میشه که زنی که قبلاً عاشقش بوده، یه دختر هشت ساله به اسم "هانا" داره که بچه خود اونه. "هانا" به سرطان خون مبتلاست و اگه عمل پیوند مغز استخوان نشه، زنده نمیمونه. "دایچی" به بیمارستان میره و برای اولین بار دخترشو میبینه. بعد از آزمایش خون معلوم میشه که اون میتونه مغز استخوان اهدا کنه و عمل برای دو هفته دیگه برنامهریزی میشه. اما درست همین موقع یه توطئه باعث میشه "دایچی" به اتهام قتل دستگیر بشه و حالا باید راهی پیدا کنه تا جون دخترش رو نجات بده.