"دو اون" بعد از اینکه در دوران کودکی توسط والدینش رها شد، توسط یک کشیش بزرگ میشود و حالا خودش کشیش تازهکاری شده. اما همچنان روح والدینش را میبیند! یک روز "هو چانگ" برای اعتراف پیش "دو اون" میآید و میگوید که پدر او را کشته، بعدش هم ناگهان ناپدید میشود. "دو اون" برخلاف وظایف کشیشیاش، شروع به جستجوی اطلاعات شخصی "کیم هو چانگ" در دفاتر کلیسا میکند و بالاخره آدرسش را پیدا میکند. وقتی "دو اون" به خانهاش میرود، متوجه میشود که "هو چانگ" با مسمومیت خودکشی کرده. قضیه را به پلیس گزارش میدهد. "سو چانگ"، پسر "هو چانگ"، وصیتنامه پدرش را پیش "دو اون" میآورد و از او میخواهد که شیطانی را که تمام این کارهای شیطانی را انجام داده، پیدا کرده و مجازاتش کند... حالا "دو اون" باید تصمیم بگیرد: زندگی کشیشیاش را ادامه دهد یا به عنوان یک پسر، انتقام پدرش را بگیرد؟