فصل 1 قسمت 8 قرار گرفت
این داستان سفری شفابخش برای آشتی با خوده. توی دنیای بزرگسالی، یکنواختی زندگی روزمره بیصدا و بیسر روح آدم رو از بین میبره. بین شکسته شدن و بهبود یافتن، زخمها بارها دوخته و باز میشن. احساس تنهایی توی شهر شلوغ پرسه میزنه، گرفتار چرخه بیپایان شب و روز، بلعیده شده توی جنگل انبوهی از فولاد و بتن که نه نوری پیدا میشه و نه آسمونی. دو روح که توی آینه عقب ماشین منعکس میشن، کمکم نقابها و دفاعهاشون رو کنار میذارن و توی عشق رستگاری و آغوش هم رو پیدا میکنن. واقعیت و توهم توی هم تنیده میشن، تعلیق و راز با هم بافته میشن، و احساسات با نجات کنار هم زندگی میکنن. در نهایت، خود آدم همون راه برگشت به خونهست. وقتی دوباره به دنیا نگاه میکنی، دیگه تنها نیستی.